تبليغاتX
ننوشتنی های من

 

چند وقته (به یک ماه نرسیده هنوز) عقلم زیادی مته به خشخاش می ذاره.

یه جورایی مدام توی تمام وجودم جَنگ بین عقل و احساسه.

عقلم داره زیادی موشکافی می کنه، می دونم بعداْ هر اتفاقی که بیفته

ممنونش می شم، اما الان برام برزخ درست کرده.درست عین برزخی که

۴شنبه صبح توی میدون رسالت درست شده بود(افتتاح زیرگذر میدون-بخونید افتضاح-)

دقیقاْ نمی دونم راه فرار از این برزخ کجاست، کم آوردم انگار...

دلم می خواد عقلم حاکم ذهنم باشه و احساسم ملکه وجودم.

اما الان...

دلم فقط دل نگرانی داره.همین و بس.

خدایا !

مرا به خودم، عقل خودم و احساس خودم وامگذار...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دارم توکلت علی ا... گفتن رو تمرین می کنم

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 0:44 توسط عطیه |