![]()

جای پام جا مونده.....





واقعاً یکی از فوق العاده ترین آدمهایی که من در تمام عمرم دیدم.....
از اینکه فرصت این تماشا رو پیدا کردم ، انقدر ذوق زده ام که فقط خدا می دونه
تا حالا شده از اینکه توی یه جور مسابقه از جایزه گرفتن یه نفر کلی ذوق کنید؟!![]()
شنبه برای من پیش اومد. وقتی رفته بودم نهمین جلسه شب شعر شکرخند (به قول فرشید منافی چقدر شین داره
) و آقای ختایی، استاد ما جایزه
گرفت چقدر ذوق کردیم![]()
راستی ایشون استاد طنزنویسی من هستند.![]()
جلسه شکرخند طبق معمول با حدود نیم ساعت تاخیر شروع شد و چقدر حیف که امیرحسین مدرس نبود و
سادات اخوی با دیسیپلین خاصش برنامه رو به همراه رضا رفیع اجرا کرد و من تا آخر برنامه همش به ریحانه
می گفتم کاش امیرحسین مدرس بود.![]()
علی آقا جای شما خالی!
چون از همون اول به آقای رفیع گیر دادند که امسال می خوان دست و بالش رو بند کنند و یه همای سعادت
بشونند روی دوشش و چه دوبیتی هایی که در پس این ماجرا سراییده نشد.![]()
اما یه تک بیتش این بود:
دل اگر هماشناسی همه در رخ رفیع بین
به رفیع شناختم من به خدا قسم هما را![]()
یه دوبیتی هم میثم حسین خانی گفت که یادم نیست و باید ضبطیاتم رو گوش کنم.
اما شروع برنامه با کل کل بین شعرای خانوم و آقا شروع شد که طبق معمول آقایون از بی وفایی خانومها و
حجاب امروزیشون شکایت کردند( دائم الشکایتند)![]()
![]()
و خانوم نسیم عرب امیری هم حسابی از خدمتشان دراومد (خدا حفظش کنه و دمش گرم)![]()
![]()
مهدی استاد احمد هم که بالفطره استاده یکی از شعرهای وبلاگش رو خوند.
و خانوم زمان فشمی که آبگیری سد سیوند رو موضوع قرار داده بود و چقدر زیبا سروده بود
فوق العاده
چندین نفر از قدما هم شعر خوندند از جمله آقایان فولادی و بانی. انقدر آخر برنامه زمان فشرده بود که باید
افراد در یک هزارم ثانیه شعرشون رو می خوندن و از روی سن می پریدند پایین.![]()
در این میان آقای سعید بیابانکی که از اصفهان مهمون برنامه بود و به پاس حضور رضا رفیع در اصفهان مهمون
شده بود هم شعر خوند![]()
و اما .... و اما
قسمتی از برنامه که به داریوش کاردان اختصاص داشت و شعر با حالی که خوند و لحن با حال تری که
سادات اخوی رو به زبان عربی اخی صدا می کرد
( اما نه اون اخی، اون اخی
). حتماْ انقدر می فهمید
چی می گم؟! و اون ترانه خوندن این پسره شاد آقای شکرایی که فک کرده بود اومده مراسم جشن نامزدی یا
چیزی شبیه این اجرا کنه.![]()
خیلی شنگول می زد.![]()
ده دقیقه آخر برنامه هم که چون من داشتم با آقای ختایی راجع به نوشته هام حرف می زدم نفهمیدم چی شد،
فقط آخر برنامه یه کلیپ پخش کردند که گفتند محصول تربت حیدریه است.
آهان یادم رفت بگم یه انیمیشن هم از حسین رضا زاده پخش شد که کار بزرگمهر حسین پور بود و معلومه که
عالی بود. این چه سوالیه؟![]()
آخ داشت یادم می رفت از استاد احترامی هم دعوت کردند که بیان روی سن ولی ایشون نیومدن![]()
و بهترین قسمت برنامه
که به علت گرم شدن هوا پذیرایی با کیک و نسکافه داغ تبدیل شد به تی تاپ و
رانی داغتر از نسکافه. (رانی پرتقالی)![]()
این یه گزارش تقریبی بود از شکرخند نهم.
با حال بود خداییش. هم شکرخند و هم گزارش فوری من.![]()
تا آپ بعدی فعلاْ خداحافظ![]()


