تمام این لحظات صدای قدمهای سبزت که آروم آروم داره نزدیک می شه توی گوشم طنین انداز شده
زمستون از ترس، دوباره یخ کرده و خنکای دلپذیرش دلمو گرم کرده
الان که توی راه هستی سنگینی قدمهات رو کول زمستونه
کمر زمستون خم شده
و انقدر خم شده که داره توی برفهای زیر پاش آب می شه
تاچند روز دیگه از زمستون فقط دوتا چشم می مونه که به انتظار برف سال دیگه ست تا دوباره از زیر اون سفیدی
سر و کله اش پیدا بشه.
زمستونم با چشمات خداحافظی نمی کنم و منتظرت می مونم که سفیدیت،
سال دیگه دوباره چشمم رو روشن کنه
پس به سلامت زمستونم
مواظب دانه های قشنگ برفت باش
سلام بهارم
قدمهات به روی چشم زمستان

فقط يه چيزي مي گم، چقدر خوبه كه آدم عزيز بميره و رسول ملاقلي پور خيلي عزيز رفت.
اين رو مي شه از عكسهايي كه همه جا پخش شده ديد.
امروز به احترام رسول دوربينها خاموش شد، اما دوربينهاي زياد ديگري روشن شد تا لحظه رفتنش را ثبت كنند.
وقتي تمام حاضرين در تالار وحدت براش گريه مي كردند، وقتي سميرا (همون ماريام فيلم ميم مثل مادر) عكسش رو بغل كرده بود و گريه مي كرد، وقتي يه غم بزرگ توي چشمان علي شادمان نشسته بود و وقتي تمام همكاران و همرزمانش ازش تعريف مي كردند و گريه مي كردند آدم مي فهميد كه رسول ملاقلي پور خيلي عزيز رفت.
اما من در لحظه ورودم به تالار وحدت چيزي ديدم كه تكونم داد و اون اشكهايي بود كه آتنه فقيه نصيري در تنهاييش براي رسول ملاقلي پور مي ريخت. انقدر صادقانه اشك مي ريخت كه به احترام صداقت اشكهاش دوربين رو خاموش كردم و هيچ عكسي ازش نگرفتم.
اما جاي خيليها خالي بود من اثري از حاتمي كيا نديدم. خيلي از بزرگان سينما هم بعد از اينكه پيكر رو به سمت بهشت زهرا حركت دادند به تالار رسيدند.
هركس كه اومده بود به عشق رسول ملاقلي پور اومده بود. از صفارهرندي و امير رضا خدم و محسن رضايي گرفته تا كارگردانان بزرگي مثل مجيدي و پوراحمد و جيراني و بازيگراني چون حسين ياري و رضا كيانيان و كامبيز ديرباز.
و حضور مردم اين شكوه رو كامل كرد.








برای شادی روحش صلواتی بفرستید
حتی اگر روزگاری برای فرار از ترس نیفتادن به ورطه در خسوف بعضی لحظاتٍ کسانی تو بگو چون تو،
زیر لب گفتند کمکم کن.
اما در میان آن فریاد نیز معلوم بود مردی باور دارد گردان کمیل هنوز زنده است.
و حالا مردی در بلمی به سوی ساحل و مؤمنٍ به پرواز که تمام این زمین را مزرعه پدری خود می دانست برای
پدرانی که در گردان کمیل فریاد زدند گردان کمیل هنوز زنده است، آخرین نت موزون زندگی را زیباتر از هرچه مثل
مادر است نواخت.
و حالا شاید مردان آن گردان هنوز زنده با فریاد بگویند
میم مثل ملاقلی پور مثل رسول ملاقلی پور

روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
شوق پرواز و اوج گیری در تک تک خطوطش موج می زد.
می شناسم آن خطوطی که اوج مرا به فرود کشاند و آن خطوطی که دوباره مرا پرواز داد.
من آن خطوطی را دوست دارم که صعود در آنها هویداست.
صعود همیشه دلنشین است و زیبا
صعود همیشه سفید است و دیبا
من آن قله ای را می خواهم که بالاتر از آن چیزی نباشد
من آن قله ای را می خواهم که نوک آن مرا به تو برساند
من تو را می خواهم پس صعود خواهم کرد
تو را می خواهم پس پر و بالم را ازم نگیر
من می خواهم پرواز کنم
تا تو
فقط تا تو![]()
نمی خواستم به این زودی آپ کنم ولی وقتی آهنگ سنگ صبور چاووشی رو پیدا کردم تصمیم گرفتم بذارمش توی وب.
راستش من اهل محسن چاووشی گوش دادن نبوده و نیستم، اما اگر سنتوری مهرجویی رو می دیدید
شماهم یه بار گوش می کردید![]()
خواهشاْ نظراتتون رو در همون پست قبلی بذارید
ممنون![]()
![]()
برای حمیده عزیز![]()


