تبليغاتX
ننوشتنی های من

سلام و خوشامد به تک تک جوانان ایران زمین و اونهایی که دلشون از سنشون جوونتره

امروز بیست و هشتم شهریور ۱۳۸۵ با نام یگانه هستی عالم شروع به نوشتن می کنم. به همین خاطر

 قطعه ای از شعر تولدی دیگر فروغ فرخزاد رو انتخاب کردم تا در این اتاق تنهایی تولدی دوباره رو تجربه

کنم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 11:17 توسط عطیه |


در اتاقی که به اندازه یک تنهائیست

دل من

که به اندازه یک عشقست

به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد

به زوال زیبای گلها در گلدان

به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای

و به آواز قناری ها

که به اندازه یک ژنجره می خوانند

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 11:2 توسط عطیه |